پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
نویسنده: جستجوگر - پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٤

 

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

...

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرآیندش را

قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

" منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرده خداوندش را "

نویسنده: جستجوگر - چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤

 

کاش منهم کسی رو داشتم  که با بستن چشمانم

حس قشنگ  نگاهش را احساس می کردم

بوی نفسهایش را می شنیدم

کاش می شد کسی را داشتم

که حتی موقع نبودنم

عاشقم باشد

نویسنده: جستجوگر - پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

و سکوت تو جواب همه مسئله هاست

 

نویسنده: جستجوگر - جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤

امشبم مثل هر شب دوباره برات گریه کردم
گریه کردم گریه کردم که شاید بدونی بگی برمیگردم
امشبم زول زدم مثل هرشب به قاب رو دیوار
گریه کردم گریه کردم که شاید بگیری تو دستای سردم
کجایی بیا که خیلی تنهام
کجایی که تاریکه دنیام
برات مینویسم یه نامه
کجایی که غم تو چشامه
کجایی که من بی قرارم
کجایی که طاقت ندارم
کجایی بیا بسه دوری
چجوری تونستی چجوری

امروز روز خاص خودت می دونی

مطالب قدیمی تر »
جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: