پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥

اهل عرفان را تلاش بر اينست، تا در گفتار و كردار و اخلاق به حد كمال رسيده  خود را به  هدف نهايي كه مراد از  انسان كامل است، قرين گرداند. اين سير و سلوك، بستگي به تربيت و مجاهدت دارد. در اين مسير ارشادات پير و راهنما، سالك راه معرفت را  همراه شده او را بسوي هدف متعالي كه همان انسان كامل شدن است، بدرقه ميكند. در اين راه پرپيچ و دشوار، استعداد سالك و عنايت پرودگار نيز حتمي بوده بدون عنايت از جانب حق طي كردن اين مسير ناممكن است.

عشق، يعني به حد افراط دوست داشتن، محبت تام و اساس و  بگفتهء عرفا، بنياد جهان بر آن نهاده شده. گويند عشق آتشي است كه در قلب واقع شود و غیر محبوب را بسوزد. عشق درياي بلاست و جنون الهي و قيام قلب است.

این غزل مولانا، در حقیقت درسیست برای آنهاییکه قدم در دنیای عشق میگذارند، تا بدانند که در آنجا چه خبری است.

 

مرده بدم زنده شــــدم گــــــــریه بدم خنده شــــدم

دولت عشق آمـــــــــد و من دولت پاینده شــــــدم

دیده سیر اســــت مـــــــــرا جان دلیر اســت مــرا

زهـــــره شیر است مرا زهـــــــــره تابنده شــــدم

گفت که ديوانه نه ای  لایق این خـــــــــانه نه​ای

رفتم دیوانه شــــــدم ســـــلســـله بندنده شـــــــدم

گفت که سـرمست نه ای روکه از آن دست نه ای

رفتم و سرمست شــــــدم وز طرب آکنده شــــــدم

گفت که تو کشــته نه ای در طرب آغوشته نه ای

پیش رخ زنده کنش کشــــــته و افکنده شــــــــدم

گفت که تو زیرککی مســـــت خـــــــیالی و شکی

گول شـــــدم هــــول شــدم وز همه برکنده شــدم

گفت که تو شمع شـــــــدی قبله این جمع شـــدی

جمع نیم شــــــــمع نیم دود پراکــــــــنده شـــــدم

گفت که شیخی و ســــــری پیش رو و راهــبری

شـــــیخ نیم پیش نیم امــــــر تو را بنده شــــــدم

گفـــت که با بال و پری من پر و بالت ندهــــــــم

در هـــوس بال و پرش بیپر و پرکنده شـــدم

تابش جان یافت دلم وا شـــــــــد و بشکافت دـلم

اطلس نو بافت دلــــــم دشمن این ژنده شـــــــدم

 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: