پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - شنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٥

 من آن گلم که به پهلو و سینه ام خاریست

به بازو و رخم از عشق دوست آثاریست

ولی خمیدگی ام از غریب آزاریست

«بنال بلبل اگر با منَت سر یاریست

که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست»

اگرچه یاس سپیدت شده بنفشه خصال

اگرچه از مه رویم نمانده غیر هلال

به سر هوای تو دارم اگرچه بی پروبال

«جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال

هزار نکته در این کار و بار دلداریست»

عجیب نیست که راه تو صعب و بی حامیست

چراکه عاقبت عشق عجیب فرجامیست

میان خانه و مسجد ز هر طرف دامیست

«خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست

که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست»

من آن نِیَم که ز نامردمان کِشم خواری

اگرچه خون دلم بر زمین شود جاری

بُوَد ز خانه به مسجد چه راه دشواری

«بر آستان تو مشکل توان رسید آری

عروج بر فَلک سروری به دشواریست»

میان شعله دلی را کباب می دیدم

چو ناله می زدم از او جواب می دیدم

در انقلاب تو مهدی، شتاب می دیدم

«سَحَر کرشمه چشمت به خواب می دیدم

زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست»

این ایام  رو به همه اون ها که دل شون به آتش عشق خانم زنده ست ...

مخصوصا به فرزندان شون ...سادات بزرگوار ...تسلیت عرض میکنم...

لا بلای اشک هایی که می ریزید برای ما هم دعا بفرمایین

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: