پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - دوشنبه ٥ تیر ۱۳۸٥

افتاده ام کنار تو در داغ اضطراب

در پشت چشم بسته ات ، ای روح آفتاب !

 

از اشک من سوال ، چرا زود می روی ؟

از سمت تو نمی رسد آخر چرا جواب ؟

 

تکیه بزن به شانه ی من ، تا که بشنوی

دارم خراب می شوم از غصه ات ، خراب

 

از صبح تا به نیمه شب گریه می کنی !

اصلا بیا به خاطر من ، اندکی بخواب

 

آمین شهر رسیده به گوش ، از دعای مرگ

زانوی من خمیده شد از ترس استجاب

 

یک مشت پر ! برای پریدن سبک شدی !

هی بال می زنی به پیش من ، ای رفته رفته آب !

 

باران گرفته صبر کن کمی ، مرو !

از این هوای ابری چشم ابوتراب

 

افتاده اضطراب جدایی به جان ، مرو

آتش فتاد در دل این کودکان ، مرو

 

زهرای من ! فراق تو دیوانه می کند

آخر برای این دل بی همزبان ، مرو

 

  يه گل ياس شکسته               شاخه ها از هم گسسته

    باغبون خسته خسته                        کنار گلش نشسته

    گل ياس ؛ ياسه بهشته            روی گلبرگ هاش نوشته

  که فقط تو اين زمونه                  عشق حيدر منو کشته

 

فاطميه آمد و  آن همدم  و مونس کجاست

شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست

در عزای مادرت يابن الحسن يک دم بيا

تا  نگويند اين  جماعت بانی مجلس کجاست

این ایام  رو به همه اون ها که دل شون به آتش عشق خانم زنده ست ...

مخصوصا به فرزندان شون ...سادات بزرگوار ...تسلیت عرض میکنم...

لا بلای اشک هایی که می ریزید برای ما هم دعا بفرمایین

 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: