پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳۸٥

 

اي تمام تار و پود مرتضي
اي همه بود و نبود مرتضي
اي تمامي وجود مرتضي
خانه را خالي ز خوشحالي مكن
يار من ؛ پشت مرا خالي مكن
اي تمام
عشق اي خونين جگر
يا بمان يا كه مرا با خود ببر
اي تمام عشق ؛ بانوي علي
لرزه افتاده به زانوي علي
ميروي اي بحر عصمت را عروس
جاي من لبهاي محسن را ببوس
 
اي به دردم چشم بيمارت طبيب
مانده ام مضطر بخوان امن يجيب
از سخن افتاده اي با من ولي
چشم بگشا من علي هستم ؛ علي!
ماندنت چون شمع آبم ميكند
رفتنت خانه خرابم ميكند
اي مسيحاي علي اعجاز كن
مشكل
مشكل گشا را باز كن
اي كتاب
عشق من بسته مشو
مثل ِ مردم؛ از علي خسته مشو
جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: