پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - پنجشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٥

علي روشنايي بود نور بود ز معيار دنياي ما دور بود........
عدالت به نامش شرفياب شد.زمين و زمان دست و پا ميزنند........
خدايا به ما بي قراري بده به ما فرصت رستگاري بده. بده فرصتي تا که عاشق شويم اسير نگاه شقايق شويم......... بفهميم سوز دل خسته را.

بينيم پشت در بسته را........ براي يتيمان کمر خم کنيم غمي از دل بي کسان کم کنيم

فرشته من ! بال هاتو باز کن.و ما رو در پناه خودت بگير.دلمون برات تنگه. يه وقتايي از اون بالا بالاها بيا پايين *بذار پيراهن ما هم بوي بهشت بگيره.سر پل صراط يادتون نره. دستهاي ما به طرف شما درازه ها.دلمون به شفاعت شما گرمه .

*کلام آخر* : ما هميشه يادتونيم....شما هم يادو خاطره ما رو از دنياي بزرگتون حذف نکنين.... دستهاي گرمتان را از دستهاي سرد ما دريغ نکنيد....يا علي

خدايا به غريبي دلهاي همه جوانها مارا تنها مزار فقط تورا داريم ونه غير...

 فقط همين چند كلمه رو بلدم فقط همين ها رو عاشقم: اي فريادرس بي چار گان اي دلداده همه ديوانگان كجايي از اشك دگر نايي نيست كجايي اقا دلهايمان را عاشق كردي رفتي....


 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: