پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٤

تو رو خدا بذار برم
ديگه نمي خوام بمونم
آخه تو كه هيچوقت نمياي
تا كه من منتظرت بمونم
تو رو خدا بذار برم
تا كه بگم رهگذرم
تو رو خدا بذار برم
من ديگه مي خوام تنها بمونم
تو رو خدا بذار برم
هر چي كه بود با خودم مي برم
تو رو خدا بذار برم
بذار بازم ساده بگم
بگم به هر كي كه مياد
دوست دارم، بدت مياد؟
تو رو خدا بذار برم
من ديگه دوست ندارم
ديگه چيزي ندارم
كه بخوام برات ببارم
اينا همش بود شوخي
خواستم ببينم تا که تو چي ميگي
خواستم بگم هنوزم
دوست دارم عزيزم

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: