پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٤

 

زين گونه ام كه در غم غربت شكيب نيست 


 گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست 


 جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش 


 كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست 


 گم گشته ديار محبت كجا رود 


 نام حبيب هست و نشان حبيب نيست


عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد 


 اي خواجه درد هست و ليكن طبيب نيست 


 در كار عشق او كه جهانيش مدعي ست 


 اين شكر چون كنيم كه ما را رقيب نيست


جانا نصاب حسن تو حد كمال يافت 


 وين بخت بين كه از تو هنوزم نصيب نيست


گلبانگ سايه گوش كن اي سرو خوش خرام


كاين سوز دل به ناله ي هر عندليب نيست

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: