پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۳

بشنو از من چون حکايت ميکنم
امشب از ماندن شکايت ميکنم
اين غم آشفته آبم مي کند

همنشين اضطرابم مي کند

رمز ديشب يا محمد يا علي

رمز امشب پول و ميز و صندلي
ميکشن قد ، کاخهاي سبز باز

صاحبان آن ، همه اهل نماز
باز هم ورد زبان روزگار

داستان تلخ ، دارا و ندار

 

بوی خون در کوچه ها آيد همی

 

ياد يار مهربان آيد همی

 

سفره های خالی از نان و نمک

 

کو ندای خالص کنا مهك

 

امتی از نسل سفيانی به پا

 

پس چرا بر ني شدی ای مه لقا

 

 

قبله تو عشق و مستي ؛ قتلگاه

 

اين مشايخ قبله هاشان بر گناه

 

گويمت از هفت رنگان مو به مو

 

خرقه پوشان دغلكار دورو

 

سجده بر پست و رياست مي كنيم

 

با خدا هم ما سياست مي كنيم

 

كو نشاني كه شما اهل دليد

 

جملگي تان بر نماز باطليد

 

مي چكد شك بر سر سجاده ها

 

 

واي از آن روزي كه افتد پرده ها

ما خدايان زيادي ساختيم

 

مال مردم را به خود پرداختيم

 

سجده در مسجد حسينا مشكل است

 

اين بنا از دل نباشد از گل است

 

اين خسان با مال مردم زنده اند

 

جملگی اندر نماز و سجده اند

 

دم ز راه و رسم سلمان مي زنيم

 

لاف اسلام و مسلمان مي زنيم

 

كاشكي از نسل سلمان مي شديم

 

لحظه ای يک دم مسلمان مي شديم

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: