پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - چهارشنبه ٢ آذر ۱۳۸٤

میگن توو راهِ عشق باید زانو نزد

 

خونه ی دلِ بی گناه رُ آبُ جارو زد

 

میگن توو راهِ عشق باید دلُ فدا کرد

 

واسه رسیدن به معشوق باید کلی گناه کرد

 

میگن توو راهِ عشق باید غمُ انتخاب کرد

 

از رسیدن به آرزوها اجتناب کرد

 

میگن توو راهِ عشق باید زمستونُ بهار کرد

 

غمُ از شادی جدا کرد فکری واسه دلِ بی قرار کرد

 

میگن توو راهِ عشق باید غمُ به قیمتِ جون خرید

 

هرگز دلُ ندیم فریب حتی توو این روزگار ِ خوش زرقُ برقِ غریب

 

میگن توو راهِ عشق باید جونُ فدا کرد

 

کاری رُ کرد که یه وقت علی مرتضی واسه خدا کرد

 

که یه وقت علی مرتضی واسه خدا مرد

 

 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: