پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٤

 

ای ماه بيا که راه را گم کرديم

حتی سرِ چشمه هم تيمم کرديم

ای وای قرار بود که آدم باشيم

اما سر راه ميل گندم کرديم

روز و شب پنجره ها مونس نجوای تواند

کوچه ها منتظران قد و بالای تواند

در و ديوار در انديشه‌ی ياد تو اسير

جاده ها ساکت و آرام، پذيرای تواند

فکر دل ناصبور ما می کردی کاش

تنگ است دلم ظهور می کردی کاش

بر پلک سپيد پنجره گرد نشست

از کوچه‌ی ما عبور می کردی کاش

 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: