پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٤

دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست

دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست

حريف ني لبك و سوز دل نمي‌گردم

ولي درون دلم بذر صبر پروردم

خداست شاهد اين حرف و عشق مي‌داند

كه روز جمعه نگاهم به جاده مي‌ماند

به آتشي كه دلم را هميشه سوزانده است

دواي درد عدالت كنار در مانده‌ست

دري است فاصله من و يك سبد رويا

دري است فاصله من و يوسف زهرا

دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند

و عاشقان شقايق هنوز در راهند

دلم گرفته، كسي نيست، جاده بي‌رنگ است

دلم گرفته و اين قلب ساده بي‌رنگ است

هميشه مانده‌ام اينجا، هميشه مي‌مانم

عبور مي‌كند آيا كسي؟ نمي‌دانم!

 

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: