پرنده بال شکسته
صفحات وبلاگ
 
نویسنده: جستجوگر - سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳۸٤

 

آفتاب شيعه از مغرب درآ

بار ديگر سر زن از غار حرا

يا محمد «لن تراني» تا به کي

اينچنين در پرده خواني تا به کي

از چه رو در پرتو خورشيد وحي

کـُند گرديده است تيغ امر و نهي

بت پرستان ترکنازي مي کنند

با کلام الله بازي مي کنند

تيغ برکش تا تماشايت کنند

تا که نتوانند حاشايت کنند

پاک کن از دامن دين ننگ را

اين عروسکهاي رنگارنگ را

با تو در آئينه ليل و نهار

بازتاب ديگري دارد بهار

کربلا بيت الحرامي ديگر است

حاجيانش را مرامي ديگر است

نيّتش ترک سر و پا گفتن است

در پي اش تکبير در خون خفتن است

از حرم تا قتلگه سعي صفاست

رد پاي اهل بيت مصطفي ست

عيد اضحي، ذبح اکبر را ببين

کعبه در خون شناور را ببين

اي جوانان بني هاشم، چرا

بر نمي داريد تابوت مرا؟

تاک تا کِـي سَر کند در آفتاب

تا ز شاخ و برگ او جوشد شراب

 

ای کاش آنگونه باشم تا حجابی از برای آمدنت نسازم

...
محبوبا........................

 

غم مخور، ايّام هجران رو به‏پايان مى‏رود          اين خمـــارى از سر ما مــــى‏گساران مى رود

 

پــــرده را از روى ماه خويش، بالا مى‏زند          غمزه را سر مى‏دهد، غم از دل و جان مى‏رود

 

بلبل انـــدر شاخسار گل هويدا مى‏شود          زاغ بـــا صـــد شرمســـارى از گلستان مى‏رود

 

محفل از نــــور رخ او نورافشان مى‏شود           هر چـــه غيـــر از ذكــر يار، از ياد رندان مى‏رود

 

ابرها از نـور خـورشيد رخش پنهان شوند           پــــرده از رخســــار آن سرو خـــرامان مى‏رود

 

وعده ديــدار نزديك است، ياران مژده باد         روز وصلش مـــــى رسد، ايّام هجران مى‏رود

جستجوگر
تنهاترین تنها منم - هنوز هم حریر یادت تن پوش لحظات تنهایی من است فلک کور است دلم رنجور و بیمار است قدم لرزان به سوی کوچه می آیم دو دستم را به هم با حرص می سایم خدایا ترس من از چیست؟ عروس جشن امشب کیست
نویسندگان وبلاگ: