چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدی


چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدی


خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شكن


خداي مردمان دوباره سنگ و چوب شد نيامدی


براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه


براي عده اي دگر چه خوب شد نيامدی


تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ايم


دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نيامدي

/ 8 نظر / 4 بازدید
sareh_rabani

سلام جالب بود موفق باشی بای

saly

غروب شد نيامدي...............چه حس عجيبي...يا بهتره بگم :چه حس دلتنگي عجيبي....چه قدر غصه دار.... ممنونم از اينكه براي مولاي مهربانمان مينويسيد. موفق باشيد. در پناه خدا

مارال

دلم را جز تو کس دلبر نباشد-----به جز شور تو ام در سر نباشد دل من را تو عمداْ می کنی تنگ-----که تا جای کس ديگر نباشد

مارال

آوای روح بخشت گرمای زندگانی مهدی بکن هدايت آن را که هست فانی در جسم استوارت سعی و تلاش و کوشش در جنگ با بدی ها خون آمده به جوشش همواره بوده ای تو در کارزار و پيکار دشمن ز تو هم اکنون در چشم من شده خوار در وصف او چه گويم چون گوهر هدايت ای کاش تا که او داشت اندک ز ما رضايت در جنگ کی توانند آن دشمنان خونخوار با آن امام معصوم حاصل کنند پيکار در لحظه ظهورت دستم بگير مهدی هرچه که گويد اين جان از بهر توست مهدی

مارال

ساحل افتاده گفت: گرچه بسی زيستم هيچ نه معلوم شد آه که من کيستم موج ز خود رفته ای تيز خراميد و گفت: هستم اگر می روم گر نروم نيستم.

سمانه

سلام صحبت بخير - كم سعادت شديم حداقل گفتم يك سلامي از اين جا بهت بكنم

سمانه

کاش ميشد دل آدما مثل يک صندوق پول بود تا وقتی دلشون تنگ ميشد ميتونست سکه بندازن و دل تنگيدشون را پر کنن کاش ميشد دل آدما مثل يک پنجره ای می بود به سوی يک صحرا که وقتی دلشون تنگ ميشد اين پنجره را باز ميکردن کاش ميشد دل آدما مثل يک عشقی بود عشق بچه به شير مادر که هر لحظه منتظر رسيدن مادر می بود کاش کاش کاش کاش . کاش ميشد حداقل دل همه آدما مثل سنگ بود چون اينطوری دل اون کسی که سنگ نيست خورد ميشه ميميره

افرا

سلام وبلاگ قشنگيه مثل هميشه مطالبش هم مفيد واقع شد . موفق و پايدار باشی .دوست داشتی طرفای ما هم قدم رنجه کن .ای یگانه همدم دلها بیا جان زهرا ای گل زهرا بیا مبتلای زینت دنیا شدم غرقه در گرداب این دریا شدم منجی من کی براتم میدهی کی ز جهل دل نجاتم میدهی