واسه اون گنبد زرين<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 پشت كوه های خراسون مرقد پاكتو ديدن 

 واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ايوون

واسه كفترای معصوم  كه تو آسمون می گردن    واسه آدمای مغموم  كه ميان دخيل می بندن

واسه اون هوای تازه  كه پر از عطر گلابه          اگه دستم به ضريحت  برسه واسم يه خوابه   

 واسه اون حوض قشنگی  كه پر از آب زلاله    واسه سنگ فرشای ايوون كه برام خواب و خياله

دل من تنگه ميدونی     كاشكی قابلم بدونی

چقدر آرزو دارم   لب حوض وضو بگيرم      يا كه از تربت پاكت مثل ياسا بو بگيرم

واسه اون اوج شكفتن  توی عالم زيارت   واسه اون لحظه كه آدم می رسه به بی نهايت

واسه اون كفشا كه مردم  روی پله در ميارن   واسه اون شمعی كه روشن توی صحن تو می زارن

واسه اون ساحت پاكی كه درش هميشه بازه      واسه دستای نيازی كه به سوی تو درازه

دل من تنگه می دونی   كاشكی قابلم بدونی

هيچ كسی نوميد و ناكام  نمی ره از آستانت    تو پر از لطف و شفايی واسه درد دوستانت

مثل مرهم تو ميمونی  واسه آدمای دربند   تو اميدی كه می شينه  توی قلب يه نيازمند

تو صدام كن تو صدام كن زائر كوی تو باشم  

  يا برای كفترات من سر ظهر دونه بپاشم

من يه قاصر يه خطاكار لحظه خوب مناجات 

  ميدونم كه هيچ نيازی به زيارتم نداری

اما من غرق نيازم اما تو بزرگواری 

   واسه تو حرم نشستن واسه لحظه‌ی رسيدن

دل من تنگ می دونی  كاشكی قابلم بدونی

کبوتر اين روزها بالش شکسته .... نميتونه مطلبی بنويسه ........ از کاروان محرم و عاشورائيان که جاموندم ....... صفر هم که داره تموم ميشه .... نه رنگ و بويی گرفتم و نه بال پروزای ........ کبوتری که بالش شکسته چی ميتونه بنويسه ...... خوشا اونهايی که با کوله باری از معارف الهيه بار خويش بستند و رو سوی محبوب نمودن ......... کبوتر مونده و غم و غربت ........ اين روزها از در و ديوار مشهد الرضا غم ميباره ....... حسرت يک مصيبت ...... غم فراق دلدار ......... نه چند مصيبت

دختر بدرالدجی اينک سه جا دارد عزا

گاه ميگويد پدر گاهی حسن گاهی رضا

من که کبوتر بقيع نيستم ....... دلم تنگه کبوترهای بقيع شده ...... نميدونم ..... کی برای کبوترای بقيع دونه ميپاشه ..... اما کاش بقيع بودم ...... اين روزها عطر حضور آقا داره ........ ولی خوب نه .... دلم نمياد ...... آخه مادرشون فرمودند ...... رضای من غريبه ...... غريب ....... دلم نمياد جای ديگه پرواز کنم .... ميخوام کبوتر همين صحن و سرا باشم ........ اينجا گذر آقا هم هست .... مگه ميشه آقا تشريف بيارن برای زيارت و از کبوترها فراموش کنن ..... نه نميشه ... مطمئنم ميان برای کبوترها دونه ميپاشن ..... اما آقاجون دل کبوتر خيلی گرفته ....... ميشه دعا کنين بال پرواز بگيره و به قافله برسه

 

وفات پيامبر (ص) در روز دوشنبه 28 صفر سال يازدهم هجرى قمرى مطابق 7 خرداد سال 11 ه.ش اتفاق افتاد

 

 

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
عاشق خدا

بسم رب المهدی یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد حسين... حسين... حسين... شور حسين نه در دل تو، که در کالبد دنيا هر روز بيش از گذشته روحي تازه مي دمد و حرکتي پر شتاب به گام هاي در جستجوي انسانيت مي بخشد... و در اين هنگامه است که ديگر هيچ دسيسه اي توان رخنه کردن در روح تازه آزادگي را ندارد و همه تلاش هاي نامردمان به رسوايي دشمنان مي انجامد... چه تخريب بنايي از گل و سنگ باشد، که اگرچه اين بي حرمتي اندکي نيست و در خيال خام ابرهه هاي اين زمان شايد اينچنين دنياي مسلمانان در تلاطم چند دستگي ها، غرق اختلافات بيهوده شده؛ بنيان هاي اعتقادي شان چونان بنايي ويران آنها را به ورطه هلاکت کشاند و در اين آشفته بازار، دشمنان هرچه بيشتر به غارت منابع فرهنگي واقتصادي دنياي اسلام فائق آيند... تشکر می کنم که سر زدید موفق و موید باشید یاعلی مدد

غريب اشنا

با عرض سلام خدمت شما سال نو رو به شما تبريك مي گم و تسليت به مناسبت شهادت حضرت ختمي مرتبط و كريم اهل بيت و امام رضا وبلاگتون خيلي قشنه و مطالبش عاليه دستتون درد نكه و اجرتون با قا اللهم عجل لوليك الفرج

مهتاب

سلام جستجوگر عزيز... فرارسيدن ايام رحلت پيامبر گرامی اسلام(ص)و شهادت امام حسن و امام رضا عليهم السلام را خدمت شما تسليت ميگم. واقعا زيبا نوشته بوديد. ممنون که سر زديد و خبرم کرديد. موفق باشيد.ياعلی.

قافله نور

به نام حضرت دوست سلام به شما دوست گرامي بهار بار ديگر با سبدي از شکوفه و گل از راه رسيد. بهــــــــــــــــار شد، در ميخـــانه باز بايد كرد به ســــوى قبله عاشق، نماز بايد كـرد نسيم قــــــدس به عشـــاق باغ مژده دهد كه دل ز هر دو جهان، بى نياز بايد كــرد كنــــون كه دست به دامــان سرو مى‏نرسد بـــــــه بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد غمى كه در دلـــم از عشق گُلعذاران است دوا به جــــــــام مىِ چاره ساز بايد كـرد كنـــــون كه دست به دامان بوستان نرسد نظـــــــر به ســرو قدى سرفراز بايد كرد سال نو مبارک.سالي خوش و سرشار از موفقيت براي شما ارزومندم يا حق

saly

سلام گرامی....چه قدر دل پرنده بال شکسته گرفته!!!!چه قدر بی تابه!!!! چه حال و هوايی داره.... راستی من هم يه شعر نوشته بودم درباره کبوترسياه....چند بيتش رو تقديم می کنم به دوست عزيزم کبوتر بال شکسته ای که اين روزها هوای پريدن دارد... به اميد اينکه من رو هم از دعا فراموش نکنه... در پناه خدا...**** نکنه که رشته ی محبتت پاره بشه**نکنه جدايی از من واسه تو چاره بشه*****نکنه کبوتر سياهو آشيون ندی** چون بده تو خوبيتو يه کم به اون نشون ندی*****نکنه براتمو اصلا تو امضا نکنی** منو بين اين خوبا گم کنی پيدا نکنی*****نکنه ديگه نيام صحن و سراتو نبينم ** گنبد طلايی و گلدسته هاتو نبينم**** دوست عزيز با اينکه ديگه نوشته هام رو هيچ جايی ننوشتم ... اما حس و حال شما باعث شد اينجا براتون بنويسم...اميدوارم هميشه موفق باشيد ............

همسفر مهتاب

آي کبوتر که نشستي روي گنبد طلا هرکجاپر ميزني توحرم امام رضا من کبوتر بقيعم باتو خيلي فرق دارم جاي گنبد سرمو به روي خاکا ميذارم خونه ي قشنگ تو کجا و اين خونه کجا ؟؟ گنبد طلا کجا قبراي ويروونه کجا؟؟؟ اونجا هرکي ميپره طاير افلاکي ميشه اينجا هرکي ميپره بال و پرش خاکي ميشه اونجا خادما بازاير آقا مهربونن اينجا زايرارو ازکنار قبرا ميرونن توکه هرشب ميسوزه صدتا چراغ دورو برت به امام رضا بگو غريب تويي يا مادرت؟؟؟

همسفر مهتاب

*** بنام تو اي قرار هستي *** رحلت جانگداز نبي مكرم اسلام ، حضرت ختمي مرتبت ، محمد مصطفي صلوات الله عليه و شهادت كريم اهل بيت ، امام حسن مجتبي ، و غريب الغربا ،امام علي بن موسي الرضا عليهم السلام را خدمت شما تسليت و تعزيت عرض مي نمايم - ملتمس دعا

saly

..............................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه مسافر

سلام بزرگوار. سال نبوی مبارک حضورت باشد. غيبت مرا به حساب کم لطفی مگذار که چيزی جز مشغله زياد دليل آن نيست. برادر، حضور شما هميشه مايه دلگرمی و خوشحالی من بوده و هست و انشالله که چون هميشه فرزند زهرا، همو که چشم به راهش هستیم، ياورتان باشد تا در مسير ولايت گام برداريد. برای من هم دعا کنيد. يا حق