به آفتاب نگاهت قسم امام دلم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شعاع مهر تو تابیده در تمام دلم

تمام وسعت این دل مجال جلوه توست

ازآن جمال، فکن جرعه ای به جام دلم

ازآن زمان که دل من غلام عشق تو شد

زمانه سکه زر می زند به نام دلم

اگرچه پرتو رویت همیشه تابان است

غم غروب نشسته به روی بام دلم

از آن شبی که تو رفتی کسی نیامده است

که مرهمی بدهد بهر التیام دلم

من از اوسط خرداد رو به پاییزم

و تاب درد ندارد دگر نظام دلم

پیاله گیر و قدح نوش لاله های توام

پیاله ای، قدحی، جرعه ای به کام دلميك

 

باز يك اشاره كم داري ساز را برقصاني
يك ترانه يك لبخند يكنگاه طوفاني


در تعجبم آقا با هجوم فرعون ها
باز ذوالفقارت را چون عصا نميداني


مارهاي پوشالي اژدها نمي مانند
تا شما به دستانت قبضه را بچرخاني


يك سوال تكراري يك سوال بيهوده
تا به كي بگو مولا پشت ابرمي ماني


واقعاتماشايي مي شود تماشايي
ضلع شرقي كعبه در غروب باراني


بر اساس يك اصل استظن و يا توهم نيست
بوي سيب خواهد داد كوچه ي زمستاني


بوي سيب خواهد دادكوچه اي كه يخ بسته است
تا شما در اين پايين شعله اي بچرخاني

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
sareh_rabani

سلام جالب بود موفق باشی بای

مرتضي

سلام / وقت بخير / اميدوارم كه هميشه دست حق نگهدارت باشه و زير سايه مهدي باشي و تندرست و سالم باشي و كانون گرم خانوادگي خوبي داشته باشي .

saly

يک سوال تکراری يک سوال بيهوده...تا به کی بگو مولا پشت ابر می مانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟موفق باشيد.